دیکشنری فارسی

disambiguate

معنی فارسی

ابهام زدايي کردن گنگي زدايي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/dis´am big´yōō wāt´/vt.

● (زبان‌شناسی) ابهام زدایی کردن، گنگی زدایی کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. state unambiguously or remove ambiguities from “Can you disambiguate this statement?” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن