دیکشنری فارسی

disapproval

UKdisəpruːvəl USdısəp'ru:vəl

معنی فارسی

تقبيح مذمت عدم تصويب

معنی کامل و مثال‌ها

/dis´ǝ prōō´vǝl/n.

● عدم تایید، مخالفت، ناهمپذیری، مردودشناسی، ناپذیری، ناخشنودی، نارضایتی

he expressed his disappoval of the way I dress

او ناخشنودی خود را از طرز لباس پوشیدن من ابراز کرد.

● محکومیت، نظر مخالف

تعریف انگلیسی

noun
  1. a feeling of disliking something or what someone is doing
  2. the expression of disapproval
  3. an inclination to withhold approval from some person or group
  4. the act of disapproving or condemning

مترادف‌ها

noun
Disapprobation, censure, condemnation, non approval.

واژه‌های دیگر با معنی «تقبيح»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن