دیکشنری فارسی

disarming

UKdisɑːmiŋ USdı'sɑ:mıŋ

معنی فارسی

دشمني زدا شکزدا آشتي انگيز تحبيب کننده دوستيانگيز مهرانگيز

معنی کامل و مثال‌ها

/-ärm´iŋ/adj.

● (دشمنی یا سوظن یا ترس) دشمنی زدا، شک‌زدا، آشتی انگیز

● تحبیب کننده، دوستی‌انگیز، مهرانگیز

a disarming smile

لبخند مهرانگیز

تعریف انگلیسی

adjective
  1. act of reducing or depriving of arms “the disarmament of the aggressor nations must be complete”
  2. capable of allaying hostility

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن