دیکشنری فارسی

disbar

معنی فارسی

ازحق وکالت محروم کردن ،

ازکانون وکلابيرون کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/dis bär´, dis´-/vt.

(حقوق) ممنوع الوکاله کردن، سلب صلاحیت (از وکیل) کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن