disciplinable معنی فارسی تعليم بردار تعليم پذير تاديب شدني واژههای دیگر با معنی «تعليم بردار» treatable رام، نرم، تعليم بردار teachable آموزش پذير، تعليم پذير، تعليم بردار docile رام، سربراه، تعليم بردار