disclimax
معنی فارسی
اوج گسسته شبه کليماکس
معنی کامل و مثالها
/dis klī´maks´/n.
● (بومشناسی - جامعهی اوج که به خاطر تجاوز بشر مختل یا دستخوش دگرگونی شده باشد) جامعهی نابالیست شده
اوج گسسته شبه کليماکس
/dis klī´maks´/n.
● (بومشناسی - جامعهی اوج که به خاطر تجاوز بشر مختل یا دستخوش دگرگونی شده باشد) جامعهی نابالیست شده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن