دیکشنری فارسی

discoid

معنی فارسی

قرص مانند دايره وار:پهن وگرد

معنی کامل و مثال‌ها

/dis´ koid´/adj.

● به شکل دیسک، گردک‌سان، قرص مانند

a discoid body

جسم دیسک مانند

● (زیست‌شناسی) گردکی (discoidal هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having a flat circular shape

واژه‌های دیگر با معنی «قرص مانند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن