دیکشنری فارسی

discomfortable

معنی فارسی

موجب ناراحتي رنجآور پردردسر

معنی کامل و مثال‌ها

/-fǝrt ǝ bǝl/adj.

(قدیمی) موجب ناراحتی، رنج‌آور، پردردسر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن