دیکشنری فارسی

disconformity

معنی فارسی

عدم ربط، عدم هم اهنگي، عدم توافق.

ميانه لايه اي که دو لايه را از هم مجزاميکند

معنی کامل و مثال‌ها

/dis´kǝn fôrm´ǝ tē,dis´-/n.

(قدیمی) ناهم‌رنگی (با جماعت)، سرپیچی (از رسوم و سنت‌ها و غیره)

(زمین‌شناسی) میانه لایه‌ای که دو لایه را از هم مجزا می‌کند

واژه‌های دیگر با معنی «عدم ربط»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن