دیکشنری فارسی

disconnectedness

UKdiskənektidnəs

معنی فارسی

بي ارتباطي جدايي

تعریف انگلیسی

noun
  1. state of being disconnected

واژه‌های دیگر با معنی «بي ارتباطي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن