دیکشنری فارسی

discount

UKdiskaunt US(noun) ['dıskaunt](verb) [dıs'kaunt

معنی فارسی

تخفيف (بابت پرداخت پولي پيش ازسر رسيد) ،

کسر ، کاهش

معنی کامل و مثال‌ها

/dis´kount´/n., vt., vi.

● (قیمت و غیره) تخفیف، کاهش بها، کم کردن (قیمت و کارمزد و غیره)

at this shop they give discounts to students

در این مغازه به دانش‌آموزان تخفیف می‌دهند.

a 20% discount in the price of every item

تخفیف بیست درصد در قیمت کلیه‌ی کالاها

the discount price

قیمت کاهش یافته، قیمت کالا پس از تخفیف

● کاستن مبلغ وام (از سوی وام دهنده به شرط آن که وام گیرنده پرداخت‌ها را سر موعد انجام دهد و یا وام را یک جا بازپرداخت کند)

to discount a bill for early payment

به خاطر پرداخت پیش از موعد از مبلغ برات کاستن

● (برات یا سفته و غیره - بهره‌ای که قبلا از کل مبلغ کسر می‌شود) پیش کاهش، پیش کاهی کردن

● تنزیل، میزان بهره (میزان بهره‌ای که برای نقد کردن سفته و برات قبل از سررسید باید پرداخت شود) (discount rate هم می‌گویند)

● تنزیل کردن، (با گرفتن حق‌العمل و بهره‌ی اضافی برات و سفته و غیره را) نقد کردن، با تنزیل فروختن یا وام دادن

● (قیمت کالا و غیره) تخفیف دادن یا قائل شدن، کم کردن

our prices have been discounted drastically

تخفیف قابل ملاحظه‌ای در قیمت کالاهای ما منظور شده است.

dealers are heavily discounting used cars

فروشندگان دارند به شدت قیمت ماشین‌های دست دوم را پایین می‌آورند.

● مبالغه‌آمیز پنداشتن، (با تردید وتعدیل برخی قسمت‌ها) باور کردن، (برخی از اظهارات کسی را) باور نکردن

you must discount some of the things Agha Rahim says

برخی از حرف‌های آقا رحیم را نباید باور کنی‌!

he discounted seventy-five percent of the office gossip

او هفتاد و پنج درصد شایعات اداره را باور نداشت.

I discount the story of her fight with a tiger

داستان درافتادن او را با یک پلنگ باور نمی‌کنم.

● (از پیش) محاسبه کردن، (از پیش) آماده کردن، به حساب آوردن

the liberals' opposition had already been discounted

مخالفت لیبرال‌ها از پیش محاسبه شده بود.

* at a discount

1- (قیمت) با تخفیف، با کاهش 2- بی‌ارزش، غیرمعمول

helping the poor seems to be at a discount today!

ظاهرا این روزها دستگیری از مسکینان چندان متداول نیست‌!

* discount bond

سند فرضه‌ی تخفیفی

* discount house

(امریکا) فروشگاه ارزان، فروشگاه حراجی، (انگلیس) موسسه تنزیل

* discount loan

وام تنزیل شده

* discount shop (or store)

فروشگاه ارزان، فروشگاه حراجی

تعریف انگلیسی

verb
  1. the act of reducing the selling price of merchandise
  2. interest on an annual basis deducted in advance on a loan
  3. an amount or percentage deducted
  4. a refund of some fraction of the amount paid
  5. bar from attention or consideration “She dismissed his advances” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”
  6. give a reduction in price on “I never discount these books-they sell like hot cakes” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

noun
Allowance, deduction, reduction, drawback, abatement, rebate.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن