دیکشنری فارسی

discouraging

UKdiskʌridʒiŋ USdıs'kə:rədʒıŋ

معنی فارسی

دلسردکننده جرات کش ياس اميز

معنی کامل و مثال‌ها

/-iŋ/adj.

● نومید کننده، یاس‌آور، دلسرد کننده

he gave a discouraging picture of the country's economic situation

او تصویر نومید کننده‌ای از وضع اقتصادی کشور ارائه داد.

● بازدارنده، منصرف‌ساز، مناع، جلوگیر

● افسرده کننده، افسردگر

تعریف انگلیسی

adjective
  1. depriving of confidence or hope or enthusiasm and hence often deterring action “where never is heard a discouraging word”
  2. expressing disapproval

واژه‌های دیگر با معنی «دلسردکننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن