دیکشنری فارسی

discreditable

UKdiskreditəbl

معنی فارسی

بي اعتبارسازنده بدنام کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝ bǝl/adj.

زشت، شرم‌آور، قبیح، رسواگر

discreditable conduct

رفتار شرم‌آور

مترادف‌ها

adjective
Disgraceful, disreputable.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن