دیکشنری فارسی

discriminable

معنی فارسی

قابل تميز.

معنی کامل و مثال‌ها

/di skrim´ǝ nǝ bǝl/adj.

● تشخیص‌پذیر، تمیز دادنی، سوا کردنی، فرق‌گذاشتنی

the discriminable aspects of each organism

جنبه‌های قابل تمایز هر سازواره

تعریف انگلیسی

adjective
  1. capable of being discriminated “discriminable faults”

واژه‌های دیگر با معنی «قابل تميز.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن