disequilibrate
معنی فارسی
غير متعادل کردن بدون تعادل کردن.
معنی کامل و مثالها
/dis´i kwil´i brāt´,dis´-/vt.
● نامتعادل کردن، بیتعادل کردن، نامتوازن کردن، ناهموزن کردن، ناهمسنگ کردن، بیثبات کردن، ناتراز کردن
disequilibrating processes
(اقتصاد) فرآیندهای نامتعادل کننده