دیکشنری فارسی

disequilibrium

UKdisiːkwilibriəm USdı'si:kwə'lıbrıəm

معنی فارسی

عدم موازنه نابرابري

معنی کامل و مثال‌ها

/dis´ē´kwi lib´rē ǝm/n., pl.

● (به ویژه در مورد اقتصاد) عدم توازن، به همزدن توازن، عدم ثبات، نابرجایی، ناترازی

the disequilibrium in the economic condition of North Africa

بی‌ثباتی وضع اقتصادی افریقای شمالی

تعریف انگلیسی

noun
  1. loss of equilibrium attributable to an unstable situation in which some forces outweigh others

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن