دیکشنری فارسی

disforest

معنی فارسی

ازحال جنگلي بيرون امدن ،

ازرعايت قانون جنگل هامعاف کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. remove the trees from “The landscape was deforested by the enemy attacks” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن