دیکشنری فارسی

disfranchisement

معنی فارسی

محروميت يامحروم سازي ازحق انتخابات

تعریف انگلیسی

noun
  1. the discontinuation of a franchise; especially the discontinuation of the right to vote

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن