دیکشنری فارسی

disgustful

معنی فارسی

تنفراور مکروه منفور

معنی کامل و مثال‌ها

/-fǝl/adj.

● بیزار کننده، بیزارگر، مشمئز کننده

● پرتنفر (کسی که از چیزهای زیادی تنفر دارد)، زودآریغ، زود بیزار

تعریف انگلیسی

adjective
  1. highly offensive; arousing aversion or disgust “a disgusting smell” “distasteful language” “a loathsome disease” “the idea of eating meat is repellent to me” “revolting food” “a wicked stench”

واژه‌های دیگر با معنی «تنفراور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن