disharmonic معنی فارسی ناهماهنگ غيرمتجانس. واژههای دیگر با معنی «ناهماهنگ» uncoordinated ناهماهنگ. offbeat قطعه موسيقي ناهماهنگ، مغاير، خل. uncommercial ناوابسته به بازرگاني و داد و ستد مالي، غير تجاري، ناهماهنگ با اصول بازرگاني