دیکشنری فارسی

dishwasher

UKdiʃwɔʃər US'dıʃ'wɔʃə

معنی فارسی

ظرفشو کارگر طرفشو ماشين طرفشويي. متصدي ظرف شستن

معنی کامل و مثال‌ها

/-wôsh´ǝr/n.

● ماشین ظرفشویی

● (به ویژه در رستوران‌ها و غیره) متصدی ظرف شستن، ظرفشو

تعریف انگلیسی

noun
  1. a machine for washing dishes
  2. someone who washes dishes

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن