disillusionment
UKdisiluːʒnmənt
US'dısı'lu:ʒənmənt
معنی فارسی
توهم زدايي آرمان زدايي دلسردي سرخوردگي
معنی کامل و مثالها
/-mǝnt/n.
● توهم زدایی، آرمان زدایی، دلسردی، سرخوردگی
the disillusionment of the youth at the way the university was run
دلسردی جوانان نسبت به طرز ادارهی دانشگاه
her disillusionment with communism started during her trip to Cuba
سرخوردگی او نسبت به کمونیسیم طی سفرش به کوبا آغاز شد.
تعریف انگلیسی
noun
- freeing from false belief or illusions