دیکشنری فارسی

disillusionment

UKdisiluːʒnmənt US'dısı'lu:ʒənmənt

معنی فارسی

توهم زدايي آرمان زدايي دلسردي سرخوردگي

معنی کامل و مثال‌ها

/-mǝnt/n.

● توهم زدایی، آرمان زدایی، دل‌سردی، سرخوردگی

the disillusionment of the youth at the way the university was run

دلسردی جوانان نسبت به طرز اداره‌ی دانشگاه

her disillusionment with communism started during her trip to Cuba

سرخوردگی او نسبت به کمونیسیم طی سفرش به کوبا آغاز شد.

تعریف انگلیسی

noun
  1. freeing from false belief or illusions

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن