دیکشنری فارسی

disinfest

معنی فارسی

حشرات موذي را دفع نمودن.

معنی کامل و مثال‌ها

/dis´in fest´/vt.

● حشره‌زدایی کردن، موش‌زدایی کردن، ازبین بردن موش یا حشرات موذی

تعریف انگلیسی

verb
  1. rid of vermin “The exterminator disinfests the house” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن