دیکشنری فارسی

disingenuous

UKdisindʒenjeəs USdısın'dʒenjuəs

معنی فارسی

باتزوير بي خلوص داراي غل غش

معنی کامل و مثال‌ها

/dis´in jen´yōō ǝs/adj.

غیرصادقانه، غیرصمیمانه، پرشیله پیله، ریاکارانه

سالوس، ریاکار، فریبکار

مترادف‌ها

adjective
Insincere, uncandid, double minded, hollow, dishonest.

واژه‌های دیگر با معنی «باتزوير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن