دیکشنری فارسی

dismissive

USdıs'mısıv

معنی فارسی

کوچک انگار، کوچک انگارانه ، تحقيرآميز

وابسته به مرخص سازي

معنی کامل و مثال‌ها

/-mis´iv/adj.

● کوچک انگار، کوچک انگارانه، تحقیرآمیز

she bid us farewell with a dismissive tone

با لحن تحقیرآمیزی از ما خداحافظی کرد.

you should not be dismissive of his talents

شما نباید استعدادهای او را دست کم بگیرید.

● وابسته به مرخص سازی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. showing indifference or disregard “a dismissive shrug” “the firm is dismissive of the competitor's product” “chronic fatigue syndrome' was known by the dismissive term 'housewife syndrome”
  2. stopping to associate with “they took dismissive action after the third violation”

واژه‌های دیگر با معنی «کوچک انگار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن