دیکشنری فارسی

disparity

UKdispæritiː USdıs'perətı

معنی فارسی

تفاوت کلي ناجوري بي شباهتي

معنی کامل و مثال‌ها

/dis spar´ǝ tē/n., pl.

● تمایز، ناسانی، نابرابری، تفاوت کامل، از هم جدایی، ناهمخوانی، فرور

the disparities of age, income, and education of the two neighbors were obvious

نابرابری‌های سن و درآمد و تحصیلات آن دو همسایه بارز بود.

the disparity between his desires and the realities of his life

تمایز بین آرزوهای او و واقعیات زندگانیش

تعریف انگلیسی

noun
  1. inequality or difference in some respect

مترادف‌ها

noun
1. Inequality, difference, disproportion.
2. Dissimilitude, unlikeness.

واژه‌های دیگر با معنی «تفاوت کلي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن