دیکشنری فارسی

dispatcher

UKdispætʃər USdıs'pætʃə

معنی فارسی

اعزام کننده توزيع کننده امکانات.

معنی کامل و مثال‌ها

/dis spach´ǝr/n.

● نامه‌رسان، پیام‌رسان، پیک بر

● اعزام کننده، فرستگر، (ماموری که طبق برنامه ترن یا اتوبوس یا کامیون و غیره را راهی می‌کند) راهی‌ساز

تعریف انگلیسی

noun
  1. the official who signals the beginning of a race or competition
  2. employee of a transportation company who controls the departures of vehicles according to weather conditions and in the interest of efficient service

واژه‌های دیگر با معنی «اعزام کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن