دیکشنری فارسی

dispenser

UKdispensər USdıs'pensə

معنی فارسی

نسخه پيچ ناظرهزينه تلگراف دوافروش کمک داروساز.

معنی کامل و مثال‌ها

/di spen´sǝr/n.

● (دستگاه یا شخصی که توزیع می‌کند) پخش کننده، پخش‌گر

a paper cup dispenser

(دستگاه) پخش‌گر لیوان کاغذی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a container so designed that the contents can be used in prescribed amounts
  2. a person who dispenses

مترادف‌ها

noun
Distributer, divider.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن