دیکشنری فارسی

dispermous

معنی فارسی

دوتخمي

معنی کامل و مثال‌ها

/dī spu_r´mǝs/adj.

● (گیاه‌شناسی) دو دانه، دو تخمی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن