دیکشنری فارسی

dispersive power

معنی فارسی

توان پاشندگي

معنی کامل و مثال‌ها

● (فیزیک) توان پاشندگی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن