displaceable معنی فارسی جابجا شونده قابل تغيير واژههای دیگر با معنی «جابجا شونده» metastatic جابجا شونده، جابجا شده erratic block بلوک جابجا شونده، بلوک نامنظم slipover لغزنده، بسهولت جابجا شونده، روکش متکا. serpiginous دچار زرد زخم، دونده، جابجا شونده