disposittions معنی فارسی مفاد واژههای دیگر با معنی «مفاد» tenor مفاد، نيت، رويه purport مفاد، معني، فحوا purportedly مفاد، معني، فحوا singnificantly بصورت مفاد دار، بصورت قصد دار promulgation of treaty اعلام مفاد معاهده breach of contract نقض قرارداد، نقض مفاد قرارداد significance معني، مقصود، مفاد purporst مفهوم، مضمون، معني subsistance جسم، ماده اصلي، جوهر deferred share سهام موجل، سهامي که دارندگان آن پس از تقسيم سود، سهام بين دارندگان سهام عادي باقيمانده