dissatisfactory
UKdisætisfæktəriː
معنی فارسی
مايه عدم رضايت نارضايت بخش
معنی کامل و مثالها
/-tǝ rē/adj.
● نارضایت آمیز، ناخشنود کننده، ناخرسندساز (unsatisfactory هم میگویند)
the new secretary's work is dissatisfactory
کار این منشی جدید رضایتبخش نیست.
he performed his duties dissatisfactorily
او وظایف خود را به طور رضایت بخش انجام نداد.