دیکشنری فارسی

dissatisfactory

UKdisætisfæktəriː

معنی فارسی

مايه عدم رضايت نارضايت بخش

معنی کامل و مثال‌ها

/-tǝ rē/adj.

نارضایت آمیز، ناخشنود کننده، ناخرسندساز (unsatisfactory هم می‌گویند)

the new secretary's work is dissatisfactory

کار این منشی جدید رضایت‌بخش نیست.

he performed his duties dissatisfactorily

او وظایف خود را به طور رضایت بخش انجام نداد.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن