disseisee معنی فارسی کسيکه ازتصرف ملک خودمحروم شده است واژههای دیگر با معنی «کسيکه ازتصرف ملک خودمحروم شده است» disseisor کسيکه ديگري را ازتصرف ملک خودمحروم ميکند