دیکشنری فارسی

dissenter

UKdisentər USdı'sentə

معنی فارسی

کسيکه ازکليساي ملي جداميشود

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝr/n.

● مخالف، دگراندیش

dissenters were all expelled from the party

همه‌ی مخالفین را از حزب اخراج کردند.

● (انگلیس - D بزرگ) پروتستانی که عضو کلیسای انگلیس نیست، ناهم‌ساز

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who dissents from some established policy

مترادف‌ها

noun
Non conformist, sectary, dissident.

واژه‌های دیگر با معنی «کسيکه ازکليساي ملي جداميشود»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن