پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
dissight
معنی فارسی
چيزبدنما
واژههای دیگر با معنی «چيزبدنما»
eyesore
چيزبدنما، مايه نفرت، چشم درد
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن