دیکشنری فارسی

dissilient

معنی فارسی

فراپراش جدا شونده

معنی کامل و مثال‌ها

/di sil´ē ǝnt/adj.

● (گیاه‌شناسی) فراپراش (مانند پوشینه و نیام برخی گیاهان)، جدا شونده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. bursting open with force, as do some ripe seed vessels

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن