dissocial
معنی فارسی
انس ناپذير غيرمعاشر نامناسب براي معاشرت
معنی کامل و مثالها
/dis sō´shǝl, dis´-/adj.
● رجوع شود به: unsocial
انس ناپذير غيرمعاشر نامناسب براي معاشرت
/dis sō´shǝl, dis´-/adj.
● رجوع شود به: unsocial
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن