دیکشنری فارسی

dissonantly

UKdisənəntliː

معنی فارسی

بطورناموزون بطورناجور بطورناساز (گار)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن