دیکشنری فارسی

dissuasion

UKdisweiʒn

معنی فارسی

منع بازداشت منصرف سازي

معنی کامل و مثال‌ها

/di swā´zhǝn/n.

● منصرف‌سازی، انصراف، برگاشت، بازداری

تعریف انگلیسی

noun
  1. a communication that dissuades you
  2. persuading not to do or believe something; talking someone out of a belief or an intended course of action

مترادف‌ها

noun
Dehortation, dissuasive, dissuasive advice.

واژه‌های دیگر با معنی «منع»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن