distemper (1)
معنی کامل و مثالها
/dis tem´per/vt., n.
● (مهجور) بدخلق کردن، اخمو کردن، تو ذوق کسی زدن
● نامرتب کردن، به هم زدن، نامنظم کردن، نابسامان کردن، ناپیراسته کردن
● بیماری (جسمی یا روانی)، اختلال، شوریدگی، مرض
● (دامپزشکی - انواع بیماریهای عفونی حیوانات به ویژه بیماری ویروسی سگ و اسب) ناخوشی، خفقان اسبی
● بلوا، شورش، آشفتگی، نابسامانی