دیکشنری فارسی

distemper (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/dis tem´per/vt., n.

● (رنگ یا رنگدانه را با آب و چسب آمیختن) رنگ خواباندن، رنگ پروردن

● (با رنگ آمیخته با آب و چسب) نقاشی کردن

● نقاشی با رنگ پرورده (به ویژه روی گچ دیوار و طاق)

● رنگ پرورده، رنگ خوابانده، آبرنگ

● هر نوع رنگ آب کرده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن