دیکشنری فارسی

distention or distension

معنی کامل و مثال‌ها

/-sten´shǝn/n.

● ور قلمبیدگی، بیرون زدگی، بادکردگی، تورم، فراخ شدگی، دمیدگی، دمش

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن