دیکشنری فارسی

distillate

UKdistileit US'dıstə'leıt

معنی فارسی

انچه ازتقطيربدست ايد عرق

معنی کامل و مثال‌ها

/dis´tǝ lāt´/n.

● (هر فراورده‌ی تقطیر شده) عرق، چکیده، چکانه، عصاره، شیره

● اصل و جوهر هر چیز، سره، پروز، لب

تعریف انگلیسی

noun
  1. a purified liquid produced by condensation from a vapor during distilling; the product of distilling

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن