پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
distributed processing
معنی کامل و مثالها
●
(کامپیوتر) پردازش گسترده
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن