دیکشنری فارسی

disunionist

معنی فارسی

جدايي طلب، جدايي گراي، تجزيه طلب،

تفرقه انداز، نفاقانگيز

هواخواه جدايي جنوب از شمال، پيوندشکن

معنی کامل و مثال‌ها

/-ist/n.

● جدایی طلب، جدایی گرای، تجزیه طلب، تفرقه انداز، نفاق‌انگیز

● (جنگ‌های داخلی امریکا) هواخواه جدایی جنوب از شمال، پیوند شکن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن