dividable UKdividəbl معنی فارسی قابل تقسيم قسمت پذير واژههای دیگر با معنی «قابل تقسيم» divisible قابل تقسيم، قسمت پذير subdividable قابل تقسيم بچند بخش، بخشيزه پذير. impartible بخش ناپذير، غير قابل تقسيم atomy جوهرفرد، ذره غير قابل تقسيم، استخوان بندي atom جوهر فرد، ذره غير قابل تقسيم sixteenmo شانزده برگي، ورق کاغذ قابل تقسيم به شانزده صفحه indivisible بخش ناپذير، غير قابل تقسم، تقسيم نشدني