dividened معنی فارسی سود سهام ، سود قابل توزيع بين سهامداران شرکت واژههای دیگر با معنی «سود سهام» growth stocks سهام پر سود national dividend سود سهام ملي interim dividend سود سهام موقتي، سود موقتي سهام dividend warrant چک پرداخت سود سهام، اجازه پرداخت سود، سهام accumulated dividend سود سهام متراکم شده exdividend بدون سود آينده سهام divided warrant حواله پرداخت سود سهام stock dividend سهام صادره بابت سود سهام. cumulative preferential سود پس افتاده و فعلي سهام ممتازه capital bonus سود حاصل از سرمايه، سود سهام، معادل کلمه stock dividened مي باشد