division officer معنی فارسی افسر قسمت فرمانده قسمت افسر رسته واژههای دیگر با معنی «افسر قسمت» divisional officer افسر قسمت، فرمانده يگان courier transfer officer افسر مسئول قسمت پيک ارتشي، افسر مسئول پيک surgeon general رئيس قسمت پزشکي ارتش، افسر پزشک، پزشک ارشد.