دیکشنری فارسی

divulsion

معنی فارسی

قلع کندن

معنی کامل و مثال‌ها

/dǝ vul´shǝn/n.

(توام با خشونت) دریدن، پاره کردن یا شدن، پارگی، دریدگی، جداشدگی، کندن

واژه‌های دیگر با معنی «قلع»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن