divulsion
معنی فارسی
قلع کندن
معنی کامل و مثالها
/dǝ vul´shǝn/n.
● (توام با خشونت) دریدن، پاره کردن یا شدن، پارگی، دریدگی، جداشدگی، کندن
قلع کندن
/dǝ vul´shǝn/n.
● (توام با خشونت) دریدن، پاره کردن یا شدن، پارگی، دریدگی، جداشدگی، کندن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن